منوی اصلی
رمان , عاشقانه , اس ام اس
نگاهی متفاوت به دنیای مجازی
  • kianoosh چهارشنبه 15 خرداد 1392 05:00 قبل از ظهر نظرات ()

    کسی که نقطه اغاز هر چه پرواز است .....

    تویی در سفر عشق خط پایانی .....

    تویی بهانه ان ابرها که میگویند.....

    بیا تاصاف شود این هوای ابری.....

    کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق ......

    بیا که یاد تو ارامشی است طوفانی


                                





    .............................................................................................................................................


    همیشه در سختی ها به خودم می گفتم

    این نیز بگذرد ..

    هنوز هم می گویم ..

    اما حال می دانم آنچه می گذرد عمرِ من است ، نه سختی ها




    آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 خرداد 1392 05:03 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh یکشنبه 12 خرداد 1392 09:10 قبل از ظهر نظرات ()
    می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.
    بیاندیش که اندازه عشق در زندگیت چقدر است؟
    آثار عشق در کجای زندگیت است؟



    دلم به حال عشق می سوزد
    چرا سالهاست کسی را عاشق ندیده ام ؟
    مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است



    رهگذری آرام از کنارم می گذرد و بدون احساسی می گوید : صبح بخیر
    صدایش در صدای باد و باران گم می شود و به گوش قلبم نمی رسد

    زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند
    حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد
    حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند
    ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده



    به تکاپو می افتی ... در غربت بیابان، در کوچ شبانه پرستوها
    در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی.
    دیر شده خیلی دیر



    هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد
    سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی
    و یا شاید نمی فهمیدی



    امروز حرف حقیقت را باور می کنی ...
    اما افسوس که خیلی زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده



    آن كس كه لذت یك روز زیستن و عاشق بودن را تجربه كند،
    انگار كه هزار سال زیسته و آنكه امروزش را قدر نمیداند،
    هزار سال هم به كارش نمی آید !



    اگه بگن یه روز واسه زندگی کردن فرصت دارین
    اگه اعلام کنن دنیا داره تموم میشه



    تمام خطوط تلفن اشغال میشه واسه دوستت دارم گفتن ها
    یعنی در آخرین لحظات تازه به اون کسی که واقعا دوستش داریم ابراز علاقه میکنیم



    در همان یك روز دست بر پوست درخت می كشین ...
    روی چمن میخوابین
    كفشدوزك ها رو تماشا میکنین ...



    سرتونو را بالا میگیرین ... و ابرها را میبینین
    انگار که بار اوله اونهارو میبینین و به آنهائی كه نمیشناسین سلام میکنین
    غصه نباید بخورین ... وگرنه همین یه روز رو هم با غصه خوردن از دست میدین ...



    شما در همان یك روز آشتی میکنین و می خندین می بخشین
    تازه میفهمین عاشق بودین و نمیدونستین
    این قدر که غرق در زندگی بودین
    هیچوقت نه به کسی محبت کردین و
    نه اجازه محبت کردن رو به کسی دادین



    دلم میسوزه واسه آدم هایی که همیشه در فردا زندگی میکنن
    به خیال داشتن عمر نوح



    خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
    همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
    من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
    و چشم هایش را می بندد و می گوید
    من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی



    همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
    همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
    همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند
    گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
    حالا یادت آمد من کی هستم



    خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
    و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 خرداد 1392 05:02 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh پنجشنبه 9 خرداد 1392 04:39 قبل از ظهر نظرات ()
    دلم هوای دیروز را کرده ،
    هوای روزهای کودکی را ..
    دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم
    آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد !

    .
    .
    .
    دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم ؛
    الفبای زندگی را ..
    میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند .
    دلم میخواهد اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان
    هر چه میخواهید بکشید
    این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو !




    دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم
    آن را نچینم .
    دلم میخواهد ...
    می شود باز هم کودک شد ؟؟؟؟ ..
    راستی خدا!
    دلم ، فردا هوای امروز را می کند؟؟!

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 خرداد 1392 04:41 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh چهارشنبه 8 خرداد 1392 04:01 قبل از ظهر نظرات ()
    ه کلمه ی مظلومی است قسمت...

    تمام تقصیرهای ما را گردن میگیرد





    دلتنگم!

    برای کسی که مدتهاست،

    بی آن که باشد،

    هـر لحـظه،

    زنـدگی اش کـرده ام !



    آسمـان هـم کـه بـاشی

    بـغلت
    خـواهــم کـرد …

    فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش

    هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …

    پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو

    دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟
                        


    راز چشمانت را هیچ کس نفهمید

    ولی

    من امروز رازش را فهمیدم

    راز چشمانت رفتنت بود ...




    چه کرده ای " تو " با دلــــــــم ؟

    که از تو پیش دیـگران گلایه هــــم که می کنم

    شـــــعر حساب می شود ...



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 خرداد 1392 04:40 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh دوشنبه 6 خرداد 1392 06:09 بعد از ظهر نظرات ()
    مگر خودت نگفتی خداحافظ؟

    پس چرا وقتی گفتم"به سلامت" نگاهت تلخ شد؟

    برو به سلامت

    دیگر هم سراغم را نگیر!

    خسته تر از آنم که بر سر راهت بنشینم

    و دلیل رفتنت را جویاشوم...








    می ترسم از اینكه

    روزی

    یك جایی

    من و تو

    خیلی دور از هم

    شب و روز در آغوش یك غریبه

    بی قرار هم باشیم ...

    و بعد از هر بار هم آغوشی به یاد

    آغوش هم بیصدا گریه كنیم !




    آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 خرداد 1392 04:40 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh یکشنبه 5 خرداد 1392 03:09 قبل از ظهر نظرات ()

    میدونی خدا

    تو دنیات

    گاهی اوقات آدما به جایی می رسن که دلشون می خواد

    داد بزنن و بگن

    "بسه دیگه نمی کشم"

    میدونی من به اونجا رسیدم

    صدای خورد شدنم رو حس می کنم

    اما عرضه ی فریــــــــــــــــــــــــــــــاد زدن ندارم

    شاید اگه داد بزنم سریع بیای

    ولی مثل آدمی شدم که می خواد داد بزنه و انگار

    یکی جلو دهنش رو گرفته

    واست نوشتم چون نتونستم داد بزنم

    حس بدی دارم

    تنهایی شکستن با وجود اینکه بدونی

    چند نفر دوست دارن خیلی بده

    اینکه فقط به خاطر اونا تحمل کنی

    و بازم مثل همیشه در جواب سوالاشون بگی

    خیلی خوبم و بزنی زیر خنده

    تو دنیات ماسک زندگیت بهم چسبیده خدا








    خدایا التماست می کنم

    همه دنیایت ارزانیِ دیگران !

    ولی ...

        آنکه دنیایِ من است

          مالِ دیـگری نباشد...



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 خرداد 1392 04:40 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh جمعه 3 خرداد 1392 05:46 قبل از ظهر نظرات ()
    دلتنگی هایم که یکی دوتا نیست...

    بخواهی بشماری تا فردا طول می کشد.!

    تو که می دانی فردای من و تو

    چقدر دیر میاید.

    اما دست از من و دلتنگی هایم برندار

    میدانی با آنها چه کاخ آرزوها ساخته ام...؟!




    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 خرداد 1392 03:02 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh پنجشنبه 2 خرداد 1392 08:59 بعد از ظهر نظرات ()
    چه معنـــــى دارد
    زندگى...!؟
    وقتى كه هیچ اتفاقى
    من و تو را
    سر راه هم قرار نمى دهد !!






    خـــــــــواسـتـنـد از عـشـق …
    آغــــــــــوش و بـوسـه را حـذف کـنـنـد …
    عـشـق … !
    از آغـوش و بـوســـه
    حـذف شـد … !!!


    گل سرخی به او دادم . گل زردی به من داد...!!!
    برای یك لحظه ی ناتمام قلبم از طپش افتاد ... !!!
    با تعجب پرسیدم :
    مگر از من متنفری ... ؟؟؟
    گفت :
    نه ؛ باور كن ... نه !!!
    ولی چون تورا واقعا دوست دارم نمی خواهم پس از آنكه
    از لبانم كام گرفتی برای پیدا كردن گل زرد ؛ زحمتی به
    خود هموار كنی ...

    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 خرداد 1392 03:02 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh پنجشنبه 2 خرداد 1392 08:53 بعد از ظهر نظرات ()
    بعضی چیزها را " باید " بنویسم

    نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه "

    برای اینکه " خفه نشم "

    همین !!




    یه وقتــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات و دلتنگیات
    میشــه یه جمله
    که میكوبن تو صورتــــت
    "بهم گیر نـــــــده، حوصله ندارم ".......!





    گاهــــی هیـــچ کــــس را نــداشــتـ ـه بـــاشـــی بهتــــر است

    داشتــــن بعضــــی هـــا

    تنهــــاتــــرت مـــی کــنــد . . .
    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 خرداد 1392 03:01 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh پنجشنبه 2 خرداد 1392 08:51 بعد از ظهر نظرات ()
    امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد...
    تو رو می خواســـــــــــت..
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشت
    آروم به دلـــــــــــم گفتم
    خــــــــــفه شو....
    دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!

    http://s2.picofile.com/file/7344165806/992.jpg



    اسمش را می گذاریم دوست مجازی
    اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته
    خصوصیاتش را که نمی تواند مخفی کند
    وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را می نویسد
    وقت می گذارد برایم، وقت می گذارم برایش
    وقتی در صحبت هایم به عنوانِ دوست یاد می شود
    مطمئن می شوم که حقیقیست
    هرچند کنار هم نباشیم
    هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم،
    من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
    هرکجا که باشد...
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh چهارشنبه 1 خرداد 1392 05:07 قبل از ظهر نظرات ()
    اندوه که از حد بگذرد

    جایش را می‌دهد به یک بی‌‌اعتنایی مزمن !

    دیگر مهم نیست..
     
    بودن یا نبودن ؛

    دوست داشتن یا نـداشتن ...

    آنچه اهمیت دارد
     
    کشداری رخوتناک از حسی است...

    که دیگر تـو را به واکنش نمی‌کشاند!

    در آن لحظه فقط در سکوت غـرق می شوی
     
    و نگاه می‌کنی و نگاه و نـگــــــــــاه...





    میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم

    میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم

    میفهمی چی میگم بهت میبینی

    میشه بذارم پیش تو چند روزی زندگیمو

    میشه بشینی پیشمو ی شعر برام بخونی

    امشب یکم تنها شدم میشه پیشم بمونی

    انگار ی بغضی تو گلوم داره شکسته میشم

    اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه

    میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم

    میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم
    ....
    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 خرداد 1392 03:00 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 03:57 قبل از ظهر نظرات ()
    من دلم می خواهد
    ساعتی غرق درونم باشم!!

    عاری از عاطفه ها
    تهی از موج و سراب
    دورتر از رفقا…
    خالی از هرچه فراق!!

    من نه عاشق هستم ؛
    و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

    من دلم تنگ خودم گشته و بس…!






    انگیزه ای برای آمدن ندارم

    تکراری شده است حتی

    این دفتر تنهایی من.




    تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست .. . تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد
    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 خرداد 1392 03:00 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 03:56 قبل از ظهر نظرات ()
    ای کاش تنها یک نفرهم دراین دنیا مرایاری کند،ای کاش میتوانستم باکسی دردودل کنم تابگویم که،من دیگرخسته ترازآنم که زندگی کنم تاابدغم شبهایم را،تابفهمنددردتن خسته وبیمارم را،قانون دنیا"تنهایی"من قانون عشق است وعشق ارمغان دلدادگیست واین سرنوشت سادگیست...





    به همین راحتی
    مرا ندیدی ...

    من
    به همان راحتی
    تو را کنار گذاشتم ...

    طول رابطه
    دلیل بر عمر باقی
    نخواهد بود ...

    من برای دنیایم
    شریک می خواستم
    تو حتی زحمت دیدن دنیایم را هم
    به خود ندادی ...

    جدایی
    را دوست ندارم
    اما گاهی بین بَد و بَدتر
    مجبور به انتخاب بَد هستم ...

    خود خواهی من
    حاصل تنهایی مفرطم بود
    تو حتی تنهاییم را نفهمیدی ...

    تمام خاطرات منِ با تو بودن
    برای من ...
    تمام خاطرات توِ با من بودن
    باز برای من ...

    دنیای تنهای من
    قدر لحظات دوتایی رو خوب میدانند ...
    اما دنیای لوکس تو ...

    هیچ وقت از دیدن کلمه پایان
    احساس خوبی نداشتم ...

    اما ...

        پای آ ن ...
    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 خرداد 1392 02:59 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 03:54 قبل از ظهر نظرات ()
    روزهای سختی رو میگذرونم...
    وقتی که نیستی همه چیز تنگ میشود

    نفسم
    دنیایم
    دلم. . .

    ممنونم از شب رویا
    که بازم وقت دلتنگی به دادم میرسه....!
    ممنون از غم كه همیشه و هر جا با منه وتنهام نمی ذاره...







    خوب به چشمهایش نگاه کنید ... از نزدیک!
    دستانش را بگیرید!
    آنقدر نزدیکش باشید که گرمای نفس هایش را حس کنید!
    خوب عطرش را بو بکشید!
    موقع بوسیدنش از ته دل ببوسیدش... از ته دل ببوییدش ... از ته دل لمسش کنید!
    ... از ته دل نگاهش کنید ... از ته دل صدایش کنید!
    از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکنید!
    روزی می رود ...
    و حسرت همه ی اینهایی که گفتم در دلتان می ماند.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 5 خرداد 1392 02:59 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • kianoosh دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 05:18 قبل از ظهر نظرات ()
    نشستم پای مشروب گفتن بخور بگو به

    سلامتی اونی که دوستش دارم...

    پیکو به لبم نزدیک کردم اما نخوردم!

    ولی گفتم به سلامتیه اونی

    که از وجودش نفس میکشم...

    گفتن چرا نخوردی؟؟؟

    سلامتیه اونو تو پاکی میخوام نه مستی!!!


    آخرین ویرایش: دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 07:00 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو