^^soo mei ya^^ . چهارشنبه 19 شهریور 1393 06:30 بعد از ظهر نظرات ()



دل نوشته خواندنی زیبا





زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند
چیزهای کوچکی که حداقل می توانستند تحمل کردن زندگی را آسان تر کنند



گاهی فرصت نبود



گاهی حوصله



و من خیلی دیر این را فهمیدم



خیلی دیر



هر چند که شاید هنوز هم پشت این همه سیاهی



کسی ، چیزی پیدا شود که نام من را از یاد نبرده باشد

.

.

.

.




شب ، بوی تنهایی می دهد شب ،



 چشم های پر از خوابی را دارد که خیره شده اند به نوشته های تلخ .



چشم هایی که دنبال جمله ای اند ،



که حرف دلشان باشد.



دنبال واژه هایی که دردشان را به اشتراک بگذارند ...!



دنبال کسی که بگویدحرفهایی که گفتنشان سخت است


 .شب ، بوی تنهایی می دهد .



بوی درد ،



 بوی غم ،



بوی اشک های پنهانی