^^soo mei ya^^ . یکشنبه 9 شهریور 1393 11:19 قبل از ظهر نظرات ()

نوشته دلتنگی.تنهایی.غم





خدایا...فریاد می زنم.



اما بیصدا.کسی نمی شنود ،غیر از خدا.
.
.
.
بقیه در ادامه....






.کافیست او بشنود که از غربت،پنجره ی دلم گرفته،



از تنهایی یاس،



از سجده ی بی انتهای صداقت و از سربلندی بی آغاز غرور،



دلم گرفته.



از هر چیزی که می دانی و می دانم



فریاد می زنم در سکوت.



ولی کسی نمی شنود



فریادهایم بی صداست



ودلیلش فقط وفاست.



وفا به راز غربت پنجره ای.



کاش ما انسان ها هرگز با واژه ی غم آشنا نمی شدیم.



کاش هرگز نمی دانستیم که غم از کدام دیار تاریک می آید.



راستی



غم چیست؟



آیا غم تاریکی قلب است؟



آیا سکوت دل است؟



آیا به معنی ساکت شدن از پاسخ های دل است؟



آیا بیداری است در شکسته شدن دل؟



و هزار آیای دیگر.



به راستی غم چیست؟