^^soo mei ya^^ . دوشنبه 3 شهریور 1393 10:56 بعد از ظهر نظرات ()

دردل با هم سنای خودمون


به سنی رسیده ایم که دلمان می خواهد قلبی برایمان بتپد و این هوس نیست ...


به سنی رسیده ایم که هر نرسیدن مساوی ست با مرگی دیگر و این فاجعه ست !


به سنی رسیده ایم که دیگر عروسک و ماشین کوکی نیازهایمان را برطرف نمی کنند ...


– و باز نیاز فعلی هوس نیست –


خواستن است آنهم ناب ِ ناب ...


بیا از عشق ورزی به دیگری نهراسیم .


خجالت زده نشویم ..


 که این اوج درماندگی ست ...


تو – عزیز ِ همیشه مطمئنم که غیر از منی و حتما کسی را داری...


من گرچه بی تجربه ولی می دانم که چقدرخوب است کسی را داشتن..


پس همین حالا این غرور سرد را به فراموشی سپار ،


برخیز و به عزیزت زنگی بزن ...!


لحظات خوب ، برگشت پذیر نیستند .. برخیز ..