تبلیغات
رمان , عاشقانه , اس ام اس - جملات خاطره های طنز
منوی اصلی
رمان , عاشقانه , اس ام اس
نگاهی متفاوت به دنیای مجازی

اینم سوتى دخترداییمون:
داشتیم صحبت میکردیم ک فلانى توکدوم شهر دانشجوئه برگش گف تله کابن!!!! مارومیگى موندیم چى میگه یکمى گذش فمیدیم منظورش تنکابن هسش
ما ک امیدى ب بهبودیش نداریم حالا شوما یه دعایى بکن شاید فرجى شد
تله کابین:((((((
تنکابن:(((((
ما:(((((
خودش ک همچنان شاده:)))))



دختره اومده سره کلاس
دو ساعتو نیــــــــــــــــــــم نشسته
هی میگم خدایا این اصن اشنا نیس از کجا اومده اونم اخر ترمی
کلاس تموم شد دیدم همچنان نشسته زل زده به جزوش
بعد با لبخند برگشته به من میگه ببخشید جزوه شما کامله؟
میگم اره چطور مگه؟
میگه من از اول ترم نبودم جزوتو بده کپی کنم
اقا جزورو دادم دو ساعت باش کلنجار رفته تازه میگه چقد سخته!!!هیچی نمیفهمم ازش!!!
اقا یکم باش کلنجار رفتم اخرم هیچی نفهمید بهش گفتم من الان کلاس ندارم اگه بیکاری بریم یجا از اول برات توضیح بدم چی به چیه
میگه من الان راه آهـن دارم بعدش بیکارم
اقا این فکِ من چسبید به زمین!!!میگم مگه رشتت چیه؟ میگه عمران!!!
میگم الان چی داشتی؟میگه سازه های بلند!!!
میگم آخه کلنگ!!! سه ساعت نشستی سر کلاس مدار منطقی با بچه های الکترونیک اصن حس نکردی اینا چه ناآشناس؟؟؟
میخنده میگه عـــــــــــــــه!! دیدم بچه ها نا اشنان!!!
لعنتی ترم اولی ام نبود کـــــــــــــــه!!!
اخه خروجی اینقد گــــــــــــــــــــــیج؟؟؟؟
فک میکردم فقط خودم گیجم!
نگو دوستان پیش کسوتن!!







یه بارم با دختر عموم كه 30 سالشه رفتیم اداره بازنشستگان كه فیش حقوقی عموم رو بگیریم .
تو اون اتاق چند نفر كار میكردن یكیشون ناظم 3سال پیشمون بود سلام دادم نشستم كه فیش رو بدن ؛ بعد چند لحظه این بنده خدا ناظممون كامپیوترو درب داغون كرد همچین هنگش كرد كه 3 نفر 10 دقیقه روش بودن درستش كنن بعد یكم خندیدن خخخخخ بنده ریستارتش كردم درس شد.
یكی دیگه از كارمندا بود كه از وقتی رفتیم دنبال یه چی میگشت ؛بعد یكی پرسید دنبال چی میگرده و ایشون گفت : ای بابا دارم دنبالجتول سال پیش میگردم .
عاغا ینی این كه نگفت جتول !‌دیگه پوكیده بودیم اَ خنده دختر عموی نامردم با چادر روشو پوشوند داشت میخندید من بیچاره هم زدم بیرون دیگه نتونستم تو بمونم.
بله یه همچین آدمای با سواتی داریم






بچه ها اول مهر امسال رفتم دانشگاه ثبت نام كنم (به همراه پدر)
بابا گفتش كه ،آره تو بخش؟نمیدونم چی كریمی رو میشناسم آشناس بیا اول بریم پیش اون درباره مراحل ثبت نام بپرسیم .سرتونو درد نیارم رفتیم نشستیم تو دفترش بعد10دقیقه یكی اومد تو گفت سلام آی كریمی شما میدونی پورمحمد كجاس؟
آغای كریمی :نمیدونم از آغای اسلامی پرسیدم گفت رفته اینترنت !!
من در اون لحظه: !!!!!!! :OO
بعد اون آقاهه دوباره: اِ ! یعنی امروز نیومده دانشگاه؟؟؟ راستی چند روز مرخصی داره؟؟
من:دارم میز آقای كریمی رو میجو اَم
جالبش اینجاش كه هیچكدوم از این دوستان قاقول نمیدونستم اینترنت چیه(ینی به گوششونم نخورده بودا باور كنید شوخی نمیكنم)
همین پروفسور كریمی هم برگشته میگه : نمیدونم چند روز مرخصی داره خودمم كارش داشتم
بله بعد از این واقعه فوكوشیما من دچار شكم درد خیلی شدید شده (از روی خنده یی شدید)و مراحل ثبت نام 1روزه ی من به یك هفته علافی تو دانشگاه لعنتی تبدیل شد.
بی جنبه ها فك كرده بودن من اختلالی چیزی دارم یا اینكه خیلی بی ادبم دارم به قیافشون میخندم.
بله این چنین كاریكاتورایی داریم ما






شوهرم رفته بود بازار.بعد برگشته میبینم میلنگه.
من:جمال چی شده؟تو که رفتنی سالم بودی.چطور چلاغ برگشتی؟
اون:هیچی تو بازار یه دخترو اذیت میکردن منم دخالت کردم.
من:چرا؟تو سر منم دعوا نمیکنی.چطور غیرتی شدی؟
اون:اخه دختره ارزش دعوا کردن داشت ولی تو نداری!!!!!!!

چیه فکر کردین من کم میارم؟نخیر گفته بودم جنسم خرابه
بجای قرص مسکن 3 تا قرص روان کننده بهش دادم تا 2 شب تو دستشویی بود.