منوی اصلی
رمان , عاشقانه , اس ام اس
نگاهی متفاوت به دنیای مجازی
اغا اعتراف میکنم دیروز یکی ازون کلیپسای معروف جانه منو خرید و نذاشت ضایع بشم ...دیروز سر کلاس استاد بعد از درس اومد سوال بپرسه که ببینه چقدر در کلاس حضور داشتیم ازون استادا هم بودا... اقا چشم میگردوندو اسم میبرد بالغ بر بیست نفرو زنده به گور کرد به جانه عزیزم اگر کلیپس دختر جلویی نبود معلوم نبود چی میشد لامصب همچین استتار شدم پشتش که استاد عمرا میتونست منو شناسایی کنه ..یعنی به عمرم انقد به منظلت یه شی پی نبرده بودم.بازم بگید کلیپس بده...



اقا اعتراف میكنم از بس این گره هندزفریمو باز كردم دیگه این مرحله رو رد كردم رفتم مرحله بعد
حالا هروقت میشینم پا تلفن پیچ و تابای سیم تلفن باز میكنم و تو بانك هم گره زنجیر خودكارو باز میكنم



+ اعــتـراف مـیـکـنـم
هـروخ وارد سـایـتـی مـیـشـم
مـیـبـیـنم نـوشـتـه: شــما بـا مـوبـایـل وارد
ســایـت شــده ایـد ..!
نـاجـور احـسـاس میـکـنم زیــر
نـظـر FBI هـسـتم و
اصــن از نــت میـرم بـیـرون ...
والااا بـا این تکنـولوجــیاشون ....+



آدم تا کوچیکه دوست داره برای مادرش هدیه بخره٬اما پول نداره.
وقتی بزرگ میشه پول داره اما وقت نداره. وقتی پیر میشه پول داره٬وقت هم داره
اما مادر نداره. مادر تنها کسی است که تمام فریادهایت را بر سرش
میکشی وازت انتقام نمیگیره.
واسه سلامتی همه مادر ها یه صلوات لایک نمیخوام



چند وقت پیش برای اولین بار نامزد دختر خالمو دیدم بعد اومدم به دوست مشترک خودمو دختر خالم اس فرستادم که اه اه نامزد فرزانه رو دیدم چقد زشت و ایکبیریه حال بهم زن...
آقا چشمتون روز بد نبینه اشتباهی اس رو فرستاده بودم واسه خود دختر خالم....
سینه خییییز رفتم تو افق گم و گور شدم.^__^



+ اعـتـراف مـیکنـم انقـد کمــبود
محـبـت میگـیرم بعضــی وخـتا کـه لـباس نـازک مـیپوشـم
مـیرم زیـر پنـجـره ی بـاز و روبه رو کـولـر میـشیـنم و همـشــم یــخ میــجوم
تا ســرما بـخـورم صـدام 6 رگـه شــه همـه بـهم توجـه کنــن ...
آی بسـوزه پـدر ایـن دل ..
آخ کـه استـخونـام پـوکــیده ..
اما مــن میتونـم عــاره تست شدست ...+



خواهرم اومده میگه درنـــــــــــــــــــــــــا ؟؟
من: بله؟؟ باز چه دسته گلی به اب دادی؟؟
خواهرم: درنا میخوام یه اعترافی کنم
قبلنا هر وقت مامان اینا یه چیز واسمون میخریدن خوبه رو خودم ور میداشتم اون یکیو لهش میکردم میاوردم واسه تو (معمولا رو خوراکی ها این عملو اجرا میکرده)
من: عیبی نداره منم هر وقت تو میگفتی واسم اب بیار لیوانو که پر میکردم اول خودم توش اب میخوردم بعد میاوردم واست :-))))))))



سوار اتوبوس شدم، رفتم تو قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد می کنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون می خواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. گفت: ببخشید خانم 5 بارت صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم.
اعتراف می کنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی طبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، مرد بیچاره اینقدر ناراحت شده بود که 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرتخواهی می کرد. همچین آدمی هستم منا
لایک=اگه منم جات بودم همین کارو میکردم



اعتراف میکنم چند روز پیش که رفتیم مدرسه،درس نخونده بودم،از شانس بد من منو صدا زد معلمه!
منم که نمیتونستم بگم همینجوری درس نخوندم گفتم:اجــــازه؟ !ببخشید من فک کردم امروز برف میباره تعطیل میشیم واس همون درس نخوندم!! :))
معلمه هنگید :o
بعد یه منفی داد گفت:اینو دادم که دفه بعد از این فکرا نکنی! :| 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات